ارس نوشت:

فاطمه الزق آزاده فلسطینی که به همراه کودکش تجربه زندان‌های رژیم صهیونیستی را داشته سخن گفت و اظهار داشت: من فساد اسرائیلی‌ها را در اراضی فلسطینی‌ها می‌دیدم و می‌خواستم از آنها انتقام بگیرم و وارد یک عملیات استشهادی شدم تا قلب چند مادر فلسطینی را شاد کنم.

وی افزود: من در حالی در مسیر عملیات استشهادی قدم گذاشتم که ۸ کودک و همسرم را تنها گذاشتم ولی خواست خدا بود که در معبر اریز دستگیر شدم.

الزق تاکید کرد: وقتی قصد عملیات استشهادی را داشتم نمی‌دانستم حامله هستم و در زندان‌های عسقلان معلوم شد که من حامله‌ام اما با این حال آنها من را در قبرهایی با دمای یخچال شکنجه‌های وحشتناکی کردند.

وی افزود: من توسط شاباک یک هفته بازجویی و شکنجه شدم و آنها من را به پشت یا خمیده به میزهای آهنی می‌بستند و به هیچ وجه اجازه استراحت جز برای قضای حاجت نمی‌دادند و در این حالت بود که اعتصاب غذا کردم و آنها متعجب بودند که چگونه من با حاملگی زنده مانده‌ام و باید گفت این عشق به خدا بود که باعث مقاومت و صبر من شد.
الزق با بیان اینکه پس از مدتی مجبور به اعتراف شدم و اعلام کردم به دنبال عملیات استشهادی هدفمند بوده‌ام، تاکید کرد: در ۲۱ روز حضور در زندان عسقلان زشت‌ترین شکنجه‌ها را در حق من روا داشتند و می‌خواستند جنین من را سقط کنند و آخرین جایی که من ار فرستادند اتاقک‌های مرگ بود که با کمبود اکسیژن مواجه بودم.

وی افزود: پس از ۲.۵ هفته وکیلی آمد و از وضعیت جسمانی خودم توضیح دادم و سپس به زندان زنان منتقل شدم اما باید بگویم که این دوران بهترین دوران بود چون با خدای خودم بیشترین خلوت را داشتم.

این اسیره آزاده فلسطینی با اشاره به حضور در زندان هاشارون به همراه ۸۰ زن اسیر دیگر از به دنیا آمدن کودکش در این زندان سخن گفت و اظهار داشت: به دنیا آمدن یوسف خیلی سخت بود و پزشکان قابله‌ای که آورده بودند ۴ ساعت برای به دنیا آمدن او من را اذیت کردند.

وی افزود: یوسف در زندان‌های تنگ و تاریک به دنیا آمد و پس از دو ماه او را از شیر محروم کردند و من به او غذاهایی دادم که بزرگان هم آن را نمی‌خوردند.

الزق ادامه داد: او از بازی کردن و دیدن پدرش محروم بود و بیماری‌هایی گرفت که اگر خدا نبود، زنده نمانده بود و خدا را شاکرم که آن چند دقیقه فیلم منتشر شد و من آزاد شدم.